مرتضى راوندى

305

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پيدايش كسانى چون « وردز ورث » و « كولريج » بود كه رمانتيسم انگليسى به مقامى ارجمند رسيد . در آلمان ، نهضت « شتورم اونددرانگ » زمينه را براى رمانتيسم آماده ساخت . « شيلر » و « گوته » در رمانتيسم آلمانى ، مقامى شامخ دارند ؛ اما ، « ف ، فون شلگل » بود كه اصول رمانتيسم را تقرير كرد و افكار فلسفى « كانت » و « فيشته » را در مورد « آرمان رمانتيك » اعمال نمود . در فرانسه ، افكار برادرش « ا . و . فون شلگل » تأثير زياد ، مخصوصا در « مادام دواستال » و « شاتو بريان » داشت ؛ اما اعتقادنامهء رمانتيسم فرانسوى همانست كه « ويكتور هوگو » در مقدمهء دو نمايشنامه « كرامول » ( 1828 ) و « ارنانى » ( 1830 ) آورده است ؛ و منجر به كشمكشهايى علنى بين پيروان رمانتيسم و كلاسيسيسم گرديد . ساير پيروان معروف رمانتيسم در فرانسه عبارتند از : « لامارتين » « آلفردو وينيى » « آلفردو موسه » و « ژ . ساند » . رمانتيسم عمدتا از طريق فرانسه وارد ايتاليا و اسپانيا و آمريكاى لاتين گرديد . از پيروان رمانتيسم در ايتاليا « لئوپاردى » و « ماندزونى » را مىتوان نام برد . در روسيه « لرمانتوف » و « پوشكين » از شخصيتهاى طراز اول رمانتيسم هستند . در آمريكا ، شعر رمانتيك به وسيلهء « و . ك . برانيت » آغاز گرديد ؛ و « ا . ا . پو » آن را به اوج رسانيد . از نويسندگان رمانتيك « پيرو رمانتيسم » داستانهاى تاريخى ، مىتوان « سر . و . اسكات » ، « آ . دوما » ( پدر ) ، و « ج . ف . كوپر » را نام برد . از اواسط قرن نوزدهم ، نهضت رمانتيسم در داستان‌نويسى به تدريج خود را به واقع‌پردازى داد . دوران رونق رمانتيسم در نقاشى ، قرن نوزدهم بوده است . احتراز از شكلها و قواعد نقاشى كلاسيك ، پرداختن به عواطف انسانى و مسائل معنوى و برتر شمردن موضوعهاى ساده ، طبيعى و اشكال ابتدايى زندگى ، از مشخصات نقاشى اين دوره بود ؛ و رنگها و صور مشرق زمين ، موضوع بسيارى از نقاشيهاى رمانتيك شد . در فرانسه ، « ژريگو » نخستين كسى بود كه موضوعهاى تازه را در نقاشيهاى خود به كار برد ؛ « دلاكروا » شيوهء تازه را كمال بخشيد . نقاشان رمانتيك انگلستان ، بيش از « رافائليان » بودند و نقاشان رمانتيك آلمان « نازارنها » . در نهضت رمانتيسم بين المللى ، ساختن دورنماهايى از صحنه‌هاى عادى و بىپيرايه طبيعت ، بيش از هرچيز معمول بود . رمانتيسم در موسيقى در اواخر قرن هيجدهم آغاز گرديد و در طى قرن نوزدهم دوام يافت . از جنبه‌هاى اساسى موسيقى رمانتيك اين است كه هدف آهنگساز در درجهء اول بيان يك